مطالعات نظام‌سازی اسلامی و پژوهش‌های فرهنگی و تمدنی

مطالعات نظام‌سازی اسلامی و پژوهش‌های فرهنگی و تمدنی

مبانی معرفت‌شناختی اعتماد به هوش مصنوعی در نظام‌سازی اسلامی؛ تحلیلی بر پدیده توهم بر اساس آرای علامه طباطبایی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 علوم انسانی، الهیات، شهید مطهری، تهران، ایران،
2 گروه اندیشه و مطالعات فرهنگی، دانشگاه جامع امام حسین(ع)،تهران،ایران.
3 ندیشکده رسانه پژوهشکده شهید صدر(ره)، دانشگاه جامع امام حسین (ع)، تهران، ایران
چکیده
ﭘﺪﻳﺪﻩ «ﺗﻮﻫﻢ» ﺩﺭ مدل‌های ﻫﻮﺵ ﻣﺼﻨﻮﻋﻲ ﻣﻮﻟﺪ ﻭ مدل‌های ﺯﺑﺎﻧﻲ ﺑﺰﺭﮒ، ﻳﻜﻲ ﺍﺯ جدی‌ترین چالش‌های ﻓﻨﻲ ﻭ معرفت‌شناختی ﺩﺭ ﻣﺴﻴﺮ ﺗﻮﺳﻌﻪ فناوری‌های ﻫﻮﺷﻤﻨﺪ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺍﺳﺖ. ﭘﮋﻭﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺎ ﻫﺪﻑ ﺗﺒﻴﻴﻦ ریشه‌ای ﺍﻳﻦ ﭘﺪﻳﺪﻩ ﺍﺯ ﻣﻨﻈﺮ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﻣﻀﺎﻑ، ﺑﻪ ﻭﺍﻛﺎﻭی مکانیسم ﻣﺤﺎﺳﺒﺎﺗﻲ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺩﺭ ﺗﻘﺎﺑﻞ ﺑﺎ ﻧﻈﺎﻡ معرفت‌شناختی ﻋﻼﻣﻪ ﻃﺒﺎﻃﺒﺎﻳﻲ می‌پردازد. ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺍﺻﻠﻲ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﭘﺪﻳﺪﻩ ﺗﻮﻫﻢ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺮ ﭘﺎﻳﻪ ﺗﻘﺎﺑﻞ ﺗﺌﻮﺭی ﺻﺪﻕ ﺭﺋﺎﻟﻴﺴﺘﻲ ﻣﻄﺎﺑﻘﺖ ﻭ ﻧﻈﺮﻳﻪ ﺍﻧﺴﺠاﻡ ﺗﺒﻴﻴﻦ می‌شود ﻭ ﭼﻪ محدودیت‌هایی ﺑﺮﺍی ﻋﻘﻼﻧﻴﺖ ﺗﻤﺪﻧﻲ ﺍﻳﺠﺎﺩ می‌کند؟ ﺍﻳﻦ ﭘﮋﻭﻫﺶ ﺑﺎ ﺭﻭﺵ ﺗﻮﺻﻴﻔﻲ- ﺗﺤﻠﻴﻠﻲ ﻭ ﺍﺑﺰﺍﺭ ﮔﺮﺩﺁﻭﺭی داده‌های کتابخانه‌ای ﻭ فیش‌برداری ﺳﺎﻣﺎﻥ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ. یافته‌های ﺗﺤﻘﻴﻖ ﻧﺸﺎﻥ می‌دهد ﻛﻪ ﻫﻮﺵ ﻣﺼﻨﻮﻋﻲ ﺑﻪ ﺩﻟﻴﻞ ﺍﺑﺘﻨﺎء ﺑﺮ ﻓﺮﺁﻳﻨﺪﻫﺎی ﺍﺣﺘﻤﺎﻟﻲ ﭘﻴﺶﺑﻴﻨﻲ ﻛﻠﻤﺎﺕ، ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺭﺍ صرفاً ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ «ﻧﻈﺮﻳﻪ ﺍﻧﺴﺠﺎﻡ ﺁﻣﺎﺭی» ﻭ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻧﺤﻮی درون ساختاری ﺗﻌﺮﻳﻒ می‌کند. ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ، ﺍﺯ ﻣﻨﻈﺮ ﻋﻼﻣﻪ ﻃﺒﺎﻃﺒﺎﻳﻲ، ﻣﻼﮎ ﺻﺪﻕ، «ﻣﻄﺎﺑﻘﺖ ﺑﺎ ﻧﻔﺲﺍﻻﻣر» ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺍﻣﺮ ﻣﺴﺘﻠﺰﻡ ﺍﺗﻜﺎی ﻋﻠﻢ ﺣﺼﻮﻟﻲ ﺑﻪ ﻟﻨﮕﺮﮔﺎﻩ «ﻋﻠﻢ ﺣﻀﻮﺭی» ﻭ ﻓﺎﻋﻞ ﺷﻨﺎﺳﺎی ﻣﺠﺮﺩ ﺍﺳﺖ. ﺍﻳﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺍﺛﺒﺎﺕ می‌کند ﻛﻪ ﺗﻮﻫﻢ، ﻳﻚ ﺑﺎﮒ ﻓﻨﻲ ﻣﻮﻗﺖ ﻧﻴﺴﺖ، ﺑﻠﻜﻪ ﻣﻘﺘﻀﺎی ﺫﺍﺗﻲ ﻋﻠﻢ ﺣﺼﻮﻟﻲ ﻣﻨﻘﻄﻊ ﺍﺯ ﺷﻬﻮﺩ ﺣﻀﻮﺭی ﺩﺭ ﻣﻌﻤﺎﺭی ﻓﺎﻗﺪ ﻧﻔﺲ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﻧﻬﺎﻳﺖ، ﺍﻳﻦ ﺩﻻﻟﺖ ﺭﺍﻫﺒﺮﺩی ﺍﺳﺘﺨﺮﺍﺝ می‌شود ﻛﻪ ﻭﺍﮔﺬﺍﺭی ﻣﺮﺟﻌﻴﺖ ﻣﻌﺮﻓﺘﻲ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮیﻫﺎی ﻛﻼﻥ ﺩﺭ ﻧﻈﺎﻣﺎﺕ ﺣﻜﻤﺮﺍﻧﻲ ﺗﻤﺪﻥ ﻧﻮﻳﻦ ﺍﺳﻼﻣﻲ ﺑﻪ سیستم‌های ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﺍﻧﺴﺠﺎﻡ ﺁﻣﺎﺭی، ﺑﻪ ﺩﻟﻴﻞ ﺧﻄﺎی ﺳﺎﺧﺘﺎﺭی ﺗﻮﻫﻢ، ﻓﺎﻗﺪ ﻣﺸﺮﻭﻋﻴﺖ ﻋﻘﻼﻧﻲ ﻭ ﻣﻌﺮﻓﺘﻲ ﺍﺳﺖ.